آلکسی آنتونف نقاش نامدار روس که در سال1957 در روسیه بدنیا آمده و از سال
1990 در آمریکا زندگی می کند . نقاشیهای رنگ روغن این نقاش دارای جذابیت
فوق العاده ای می باشد .
هنوز صدای گام هایت که در هر نفس بر تن جاده بوسه می زد در
گوشم طنین انداز است و التماس جاده که هر بار در تماس کفش هایت گویی تو را سخت در
آغوش می گرفت و نمی خواست تو را وداع گوید. چگونه این چنین حتی جاده ها را شیفته
ی خود ساختی که توان دوری ات را ندارند. چگونه پرستوهای مهاجر را این چنین
افسون خود کردی که در تابستان با رفتنت کوچ کردند. بی تو اینجا سرزمین یخبندان است. تو
رفتی و در کوله باری که بر دوش داشتی عشق را با خودت بردی؛ تو رفتی و پرستوها را
کوچ دادی.،تو رفتی و همه چیز را بردی اما فراموش کردی که مرا جا گذاشته ای. مرا در این زمستان سرد رها کردی. یادم
نمی آید این چندمین زمستان است بعد از آن نامه ی پاییزی ات که در آن وعده دادی
بودی در روزی زمستانی باز خواهی گشت. گرچه که من هر روز در کنار همان جاده
چشم انتظارت هستم اما جاده از رد پای تو
امانت روحالقدس من است،
ودیعهی مریم پاک من است،
صلیب مقدس من است. در وفای او اسیر قیصر نمیشوم،
زر خرید یهود نمیشوم.
بگذار بر قامت بلند و راستین و استوار قلمم
به صلیبم کشند،
به چهار میخم کوبند،
تا او که استوانهی حیاتم بوده است صلیب مرگم شود،
شاهد رسالتم گردد،
گواه شهادتم باشد.
تا خدا ببیند که به نامجوئی بر قلمم بالا نرفتهام،
تا خلق بداند که به کامجوئی بر سفرهی گوشت حرام توتمم ننشستهام،
تا زور بداند، زر بداند و تزویر بداند که امانت خدا را فرعونیان نمیتوانند از من گرفت،
ودیعه عشق را قارونیان نمیتوانند از من خرید،
و یادگار رسالت را بلعمیان نمیتوانند از من ربود.
هر کسی را،
هر قبیلهای را
توتمی است،
توتم من،
توتم قبیله من قلم است.
قلم زبان خداست قلم امانت آدم است قلم ودیعه عشق است
هر کسی را توتمی است و قلم توتم ماست…
دکتر علی شریعتی
از انسانها غمی به دل نگیر. زیرا خود غمگینند.با آنکه تنهایند از
خود می گریزند زیرا به خود، به عشق خود وبه حقیقت خود شک دارند. پس
دوستشان بداراگر چه دوستت نداشته باشند
- از دکتر علی شریعتی
این در حالی است که تاکنون هیچ منبع مستقل دیگری از جمله خانواده
شریعتی و شاهدان حوادث آن روزها، از جمله آقایان ” عنایت اتحاد و
عبدالکریم سروش” که شخصا دخیل در پی گیری ماجرای درگذشت، تشییع و تدفین
شریعتی بوده ادعای کالبد شکافی شریعتی را تایید نکرده و آن را به کلی
تکذیب می کنند.
پارسینه آماده است توضیحات افراد مطلع در این خصوص را درج کند.
نظر مدیر نیمه حرف . کام
:
آنچه برای ما مسلم است این که وی کشته شد ؛ مرگ ناگهانی وی بدون سابقه
بیماری و یا ضعف روحی! جسمی بیان گر این قضیه است ؛ تاریخ پر است از دروغ
های مورد اتفاق همه و این مورد هم مثل دیگر تحریفات آنان است. نفرین خا به
تحریف کنندگان تاریخ که همواره با مصلحتی ماجرا را به نفع این و آن تغییر
می دادند.
ای عشق تا پیاده نمانم ، سوارم نخواهی کرد. تا بی پناه نگردم
پناهم نخواهی داد . تا نیفتم دستم را نخواهی گرفت…و می دانم مرا از رنج
«داشتن » برهان ! اسماعیل من ارام و صبور جان بسپار!
-
تنها راه گرمی بخشیدن به یک سازمان مشارکت همه در تصمیم گیریهاست .
خواهید دید بزودی سازمان شما موفقتر عمل خواهد کرد.
2 Feb 2010
|
نه در رفتن حرکت بود و نه در ماندن سکویی شاخه ها را از ریشه جدایی نبود وباد سخن چین با برگها رازی جنان نگفت که بشاید دوشیزه عشق من مادری بیگانه است وستاره پر شتاب در مداری مایوس جاوانه می گردد نمی خواستم نام چنگیز را بدانم نمی خواستم نام نادر را بدانم نام شاهان را محمد خواجه و تیمور لنگ نام خفت دهندگان را نمی خواستم وخفت چشندگان را می خواستم نام تو را بدانم و تنها نامی را که می خواستم ندانستم